محيامحيا، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 3 روز سن داره

خاطرات محیا کوچولو

محیای مامان و تب امروز

1393/3/26 11:02
نویسنده : مامان محیایی
391 بازدید
اشتراک گذاری

غمگینغمگینامروز صبح ساعت 6 بود که با صدای ناله تو کوچولوی مامان بیدار شدم و دیدم تب داری لباساتو کم کردم و پتو رو از روت برداشتم تا یک ساعت بعد هم بازم دیدم تبت کم نشد صورتتو شستمو بیدارت کردم و شربت استامینوفن بهت دادم . خیلی نگران شده بودم تو هم کم کم سرحال شدی و اولین چیزی که از من خواستی گفتی گوشیسوال من و بابا کلی خندیدمخندونک اما امروز با نگرانی رفتم سر کار و مدام از اداره خبرت رو میگرفتم خداروشکر که بابا این روزها خونه هست و کنار دختر گلمون زیبا

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مرضیه خاله
26 خرداد 93 19:56
حالت الان خوبه ناز گلم؟ چقدر نگرانت شدم. حتما از ی... بهت سرایت کرده محیایی.
مامان محیایی
پاسخ
نه خاله جونم بابام بی احتیاطی کرده